تبلیغات
گلهای اندیشه - حکایت-بهلول و داروغه
 
گلهای اندیشه

روزی داروغه بغداد در اجتماعی که بهلول در آن حضور داشت، گفت: تاکنون هیچ کس نتوانسته است مرا گول بزند.

 

بهلول گفت: گول زدن تو چندان کاری ندارد، ولی به زحمتش نمی ارزد. داروغه گفت: چون از عهده ات خارج است، این حرف را می زنی و الا مرا گول می زدی.

 


بهلول گفت: حیف که الان کار دارم و الا ثابت می کردم که گول زدنت کاری ندارد. داروغه گفت: حاضری بروی کارت را انجام بدهی و فوری برگردی؟

 

بهلول گفت: بله به شرط آن که از جایت تکان نخوری.

 

داروغه قبول کرد و بهلول رفت و تا چندین ساعت داروغه را معطل کرد و بالاخره بازنگشت.

 

داروغه پس از این معطلی شروع به غر زدن کرد و گفت: این اولین باری است که این دیوانه مرا گول زد.





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : حکایت،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 10:48 ق.ظ
Very good post. I absolutely love this website. Keep writing!
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:41 ق.ظ
Wow, this post is good, my younger sister is analyzing these kinds of things, therefore I am going to convey her.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:05 ب.ظ
Ahaa, its pleasant discussion regarding this paragraph at this place at
this weblog, I have read all that, so at this time me also commenting at this place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

ایجاد خبرنامه ایمیلی
Payamnama3
 
 
 
name="dewplayer"> name="flashvars" value= "mp3=http://dl2.ahangestan.in/music/93/93.1/shajarian/Homayoun%20Shajarian%20-%20Na%20Fereshteam%20Na%20Sheitan%20[128]/01%20Chera%20Rafti.mp3&autostart=1&autoreplay=1&showtime=1&randomplay=1" >

مرجع کد آهنگ برای وبلاگ


کد همین آهنگ

فور یو چت